از تو انتظار نداشتم
از تو انتظار نداشتم منو تنها بذاری
بری و رو وعده های نقره ایت پا بذاری
توی شهری که پر از برجه و آسمونخراش
منو بین گرگا و غریبه ها جا بذاری
از تو انتظار نداشتم دستمو رها کنی
من واست بمیرمو به دیگری نگا کنی
باورم نمی شه که من از خدا تو رو بخوام
تو واسه یکی دیگه شبا خداخدا کنی
از تو انتظار نداشتم زیر حرفات بزنی
عینک نامهربونی روی چشمات بزنی
تو می گفتی همه ی عشقتو زندگیت منم
حالا می خوای بری و خط روی رویات بزنی
از تو انتظار نداشتم بسپریم دست خدا
بگی راه ما دو تا از اولش بوده جدا
کشتی آرزوهام میون دریا مونده و
داره دنبالت می گرده دنبال یه ناخدا
از تو انتظار نداشتم بشی رام سرنوشت
منو بفرستی جهنم و خودت بری بهشت
همه ی مردم اینجا قصه مونو می دونن
آخر قصه ولی چقد غم انگیزه و زشت
از تو انتظار نداشتم که ازم دوری کنی
همه ی محبتا رو از رو مجبوری کنی
آخی کی خیال می کرد ، تو پادشاهِ قلب من
با من دیوونه ی عاشقت اینجوری کنی
از تو انتظار نداشتم که فراموشم کنی
مثِ شمعی عشقمو فوت کنی خاموشم کنی
هیچکی حدسشو نمی زد که تو جای خالیتو
مهمون سکوت و تنهایی آغوشم کنی
از تو انتظار نداشتم که بشی مثل همه
همیشه می گفتم از تو هر چی خوب بگم کمه
همه از فرشته بودن تو با خبر بودن
به همه گفته بودم خوبی تو زیادمه
از تو انتظار نداشتم منو ساده بشکنی
سنگِ بیوفایی رو به قلبِ خستم بزنی
هیچکی جرأت نمی کرد اسممونو جدا بگه
به گوش آسمونم رسیده بود مال منی
از تو انتظار نداشتم که منو یادت بره
اون دو تا ستاره های روشنو یادت بره
تو می گفتی آخرش ما دو تا قسمت همیم
باورم نمی شه عاشق بودنو یادت بره
از تو انتظار نداشتم خوشیامو خواب کنی
خونه ی طلایی آرزومو خراب کنی
دوست دارم خودت بگی آخه کی باورش می شه
تو به جز من عشق دیگه ای رو انتخاب کنی
از تو انتظار نداشتم ولی حالا که شده
این روزا داشتن انتظار یه چیز بیخوده
هر کسی سراغتو می گیره می گم دیگه نیست
جای من یکی دیگه تو قلبشه آخه مُده
دیگه انتظاری از هیچکی تو دنیا ندارم
خودمم شاید یه روز خودم رو تنها بذارم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
